تبلیغات
[جغرافیا - مطالب مهر 1390
[جغرافیا

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

زبان وگویش مردم ایلام

زبان و گویش مردم ایلام

گویش کردی ایلام یکی از گویش های زبان کردی است و به عنوان گونه ای از گویش  کردی جنوبی در کنار گونه های کلهری،سنجابی و لکی قرار دارد.این گویش را«فیلی» نیز می نامند و گویشوران آن عمدتاً در استان ایلام و نیز مناطق کردنشین جنوب شرقی عراق ساکن هستند.

 

زبان کردی و گویش های آن

 

زبان کردی یکی از زبانهای هند و ایرانی است که زبان شناسان آن را در زمره زبانهای ایرانی شمال غربی قرار داده اند. آن چه که امروزه کردی نامیده می شود در واقع گویش های مختلفی است که گاه اختلاف آنها چنان زیاد است که گویشوران سخن همدیگر  را در نمی یابند،اما اگر دقیق مورد مطالعه قرار گیرند مشخص می شود که همگی دارای اشتراکات فراوان هستند.شاید بتوان گفت که دلیل اختلاف زیاد گویش های کردی،زیستن در مناطق مختلف جغرافیایی و همسایگی با اقوام مختلف باشد که در شکل گیری این گویش های متنوع بی تاثیر نبوده است.

وجود گویش های مختلف زبان کردی از یک سو و پراکندگی گویشوران در کشورهای مختلف از سوی دیگر باعث شده است تا تقسیم بندی های مختلفی درباره آنها ارائه شود.

ظاهر سارایی گویش های کردی را بر حسب موقعیت جغرافیایی به شرح زیر تقسیم کرده است:

 

1-کردی شمال غربی:که شامل گویش کرمانجی و فروع آن است.این گویش در مناطق کرد نشین ترکیه،سوریه،بخش های از کردستان عراق،آذربایجان ایران و شمال خراسان،مناطقی از جمهوری های شمالی مانند:ارمنستان،آذربایجان،گرجستان و ترکمنستان رایج است.

 

2- کردی شمالی:که شامل گویش سورانی و شعبات آن است و در کردستان عراق و ایران و بخش هایی از استان کرمانشاه و آذربایجان غربی بدان تکلم می شود.

 

3-کردی مرکزی:که شامل گویش هورامی است و گویشورانش در اورامانات ایران و عراق پراکنده اند.

 

4-کردی جنوبی:که شامل کلهری،ایلامی و لکی است.

 

گونه های کردی جنوبی

 

1-کردی کلهری:که در کرمانشاه و مناطق از استان ایلام،از جمله شهرستانهای ایوان و شیروان چرداول و بخش چوار رایج است و با گویش کردی ایلامی اندکی تفاوت دارد.

 

2-کردی ایلامی:گویش عمده مردم استان ایلام از جمله طوایف عمده و قدیمی آن است که با اندک اختلافاتی در شهرهای ایلام،مهران،سرابله،بدره،بخش های عمده ای از نواحی جنوبی استان مانند دهلران،دره شهر،آبدانان و مناطقی از کشور عراق نظیر مندلی و خانقین بدان تکلم می شود.

 

3-لکی:این گویش در سطح نسبتاً گسترده ای در استان های لرستان،کرمانشاه،همدان و بخشهای از ایلام گویشوران بسیاری دارد.این گویش اغلب به اشتباه لری یا شعبه ای از آن  قلمداد شده است.

نظام آوایی،واژگان و نحو و نیز سنتهای فرهنگی و بسیاری از ویژگی های دیگر نشان می دهد که لکی گویشی اصیل و برجسته از کردی است.

 

جستاری در باب کردی ایلامی

 

کردی ایلامی که گاه آن را «فیلی» نیز نامیده اند،در بیشتر مناطق استان ایلام رایج است. واژه فیلی در بین مردم ایلام معروفیت بسیار ندارد. این را کردهای ساکن عراق به مناسبت سلطه والیان لرستان موسوم به فیلی بر ایلام،رواج داده اند و آن از مقوله مجاز خاص و عام است(سارایی)

گویش فیلی دارای لهجه های گوناگونی است که مهمترین آنها عبارتند از :

 

1-ملکشاهی:در شهرستان های ایلام و مهران

 

2-خزلی:در بخش های از شهرستان شیروان چرداول

 

3-آبدانانی:در شهرستان های آبدانان،دهلران و دره شهر

 

4-ایلامی:در شهرستانهای ایلام،مهران،شیروان چرداول

 

5-بدره ای:در بخش بدره از شهرستان دره شهر

 

منبع: سایت میراث فرهنگی ایلام

قدرت تفکر.............

بنام خالق  یکتا

برگرفته از قدرت فکر (اثر دکتر ژوزف مورفی )

دعای شما زمانی مستجاب  خواهد شد که  آرزوی آنرادر قلب خود نشانده باشی .

ضمیرباطن انسان اصلی است در زندگی برحسب قانون عمل میکند قانون روح شما ایمان است وایمان شمااز اندیشه ی شما تراوش میکند اگرضمیر باطن خویش را از مفاهیم والای انسانی  سرشار کنید آثا معجزه آسای آن را هنگام سختی ها ومصائب  می بینید .

تلاش کنید تادر کشتگاه اندیشه ی  خویش بذرهای خوب،مهر ، صفا ،آرامش ویک دلی  بکاریم .

پومپو فیسلوف ایتالیائی  میگوید :

ما قادر خواهیم بود به سهولت آثار وعواقب شگفت انگیز اعتماد به نفس خویش ونیروی تخیل رامشاهده نماییم اگر اندیشه را به صورت ایمان باطنی در آورید دنیا به مراد دلتان خواهد گشت .

اگر دچار ناراحتی ویا مشکلی سخت شدید با آرامش وخونسردی از آن در گذرید وبه خود بگوئید این نیز بگذرد.

اگردانه ای در زمین کاشتید ولی چند دقیقه بعد آنرا از زیر خاک بیرون آوردید دیگر بر و باری نخواهید یافت ومحصولی بدست نخواهید آورد .

احساس غنی ،غنای واقعی را بدنبال می آورد ،این فکر راهرگز از خاطر دور نسازیم که سند بدبختی خود را با گفتن عبارتهای یاس آور امضاء نکنیم  .

اگر افکار موفقیت آمیز رادر ذهن بنشانید بهره آن را صد چندان دریافت خواهید کرد .

بیاد داشته باشید که رشک وحسد سنگ  هایی هستند که چون به آسمان بیندازید برسر خودتان خواهند خورد پس از خوشبختی ورفاه مردم خوشحال شوید وبرآنها غبطه نخورید .

سعادت واقعی وپایدار زمانی میسر است که بتوان برضعف های درونی خود چیره گردید وآن روزی است که یقین قاطع در مورد نیروی ضمیر باطن پیدا نمود .

اگر لحظه لحظه ی زندگیتان رامملو از شادی وامید وشادکامی قرار دهید وحالت سازگاری وتعالی بی سابقه در خویش به وجود آورید که باعث رضایت باطنتان گردد آن وقت شما در زندگی موفقید .

خوشبختی یک حالت روحی است که میتوان آنرا بصورت عادت در آورد پس تلاش کنید این عادت در شما تقویت شود .

هنگامیکه شراره ی خشم وغضب جان شما را دستخوش لهیب خود می نماید این گفتار را فراموش نکنید ،آرامش ،تعادل ،خونسردی .

اپیکتت فیسلوف مشهور  یونانی میگوید :فقط یک راه برای رسیدن به آرامش روح وخوشبختی وجود دارد آنهم حضور خداوند را دروجود  خود از یاد نبری .

هرطور در مورد دیگران قضاوت کنید همانگونه در مورد شما قضاوت خواهند کرد .

هنگامیکه به رشد وپختگی عاطفی رسیدید هرگز در مقابل انتقاد وخرده گیری وحقد وحسد وکینه دیگران از کوره در نمی روید وواکنش منفی از خود نشان نمیدهید.

ضمیر باطنی انسان هرگز پیر نمی شود ودست تطاول روزگار برآن نمی تازد وهمواره جاودانی وابدی می ماند .

خستگی وپیری با نیروی پرتوان روحی کاری نیست صبر،بردباری ،خوبی ،مهربانی ،گشاده رویی ،فروتنی ،خیر خواهی ،آرامش وتعادل ،اخوت ،مودت خصلتهایی هستند که هرگز گرد پیری برآنها نمی نشیند اگر برضمیر خویش این بذرها وصفات نیکو بکارید همواره از لحاظ روحی  جوان وشاداب خواهید .

بخاطر بسپاریم در راه سفر بی پایانی هستیم که بااقیانوس بیکران زندگی به پیش خواهیم رفت توشه ی خود را که عشق ،شادی ،آرامش ،صبر ،مهربانی ،خوبی ،ایمان ،فروتنی وسازگاریست از یاد نبریم .

منبع:http://www.gharen.blogfa.com  

ترانه مشک

زبان زده ها(بیت مه شکه)

زنان عشایری همچون مردان، کار و تلاش خود را با زیباترین آوازها در می­آمیزند، تا در حین کار، شادی و نشاطشان صد چندان شود و خستگی از تنشان دور شود. آنها در هنگام فعالیت مشک زنی و شیر دوشی اشعاری را بر زبان می­آورند که سینه به سینه از مادربزرگان خود آموخته­اند. در این اشعار آروزها، امیدها، خواسته ها و ارزش­های اجتماعی بیان می­شوند. در واقع این اشعار که با صوت و آوای دلنشین آنها خوانده می­شود کارکردهای آشکار و نهانی را در بر دارد؛ از یک سو آنها را در حال فعالیت تهییج کرده و خستگی کار را می­کاهد و از سوی دیگر بیانگر بخشی از فرهنگ معنوی آنها است، و یا فرصتی است که آنها آنچه را برایشان ارزش دارد و مهم تلقی می­شود و یا بخشی از حیات فرهنگیشان است مطرح نمایند. در زیر نمونه ای از ابیات مه شکه به زبان کردی و گویش کلهری آورده شده است. 

مه شکه بژه نیه زه رورانت که م     خوم وخاون زه ر وه قربانت که م

mæškæ bežæniyæ zærārnt kæm  xoæm væ xāvene zær væ qorbānt kæm                                                     

فارسی: ای مشک زده شو برای اینکه زر بارانت می کنم خودم و صاحب زر قربانت می شویم.

مه شکه بژه نیه تا به رت بونم        جلاو نیشتگه شو که ژ بسینم

mæškæ bežæniyæ tā bært bönm jlāw ništegæ šæö kæž bsinm

فارسی: ای مشک زده شو تا کره ات را ببینم دوره گرد نشسته پیراهن از اش بخرم

شو که ژه گم خاس گولی دیرد    براگه م نه مرید هه م ئارا سیند

šæö kæžægæm xās goli dired brāgæm næmrid hæm erām sined

فارسی: روی پیراهنم گل زیبای وجود دارد برادرم نمیرد دوباره برایم پیراهن می خرد

له لای مه شکه گه م خه وم بردو   ده سم چوه مل کره زردو

Læle mæškægæm xoum brdou  dæsm čoæ mle kære zærdou

فارسی: کنار مشکم خوابم برد   و دست به کره زرد خورد

کره زه رده گه نامه بان نان   دامه زاهر خان، زاهر گیان خوه د بوره ئرا خان

Kræ zærdægæ nāme bān nān dāme zāher xān zāhe giyān xoæd bure erā xān

کره زرد را روی نان گذاشتم   و آن را به ظاهر خان دادم ظاهر جان خود آن را برای خان ببر

خان له مال نیه چوه وه خزل     زاهر گیان خود  بخره له و منزل

Xān læ māl niyæ čuæ væ xžl  zāhr giyān xoæd bxre lou mænzl

فارسی: خان در مال نیست رفته خزل  ظاهر جان خودت کره را به خانه همسایه خان بده

 

منبع:منصور منصور مقدم

ادامه مطلب

زندگی نامه پیتر دراکر(پدرعلم مدیریت نوین)


پیتر دراكر در سال 1909 در وین متولد شد و تحصیلات مقدماتی خود را در آنجا و لندن پایان داد. درجه دكترای خود را در حالی كه به عنوان خبرنگار یك روزنامه در فرانكفورت آلمان و سپس به عنوان كارشناس اقتصادی در یك بانك بین‌المللی در لندن كار می‌كرد در رشته حقوق عمومی و بین‌الملل دریافت كرد. در سن 29 سالگی در سال 1937 به آمریكا مهاجرت كرد.

پیتر دراكر نویسنده، مدرس، و مشاور تخصصی در زمینه استراتژی و سیاست است. او به خیلی از سازمان‌های بزرگ دنیا و هم‌چنین سازمان‌های غیرانتفاعی، شركت‌های كوچك و كارآفرین و سازمان‌های دولتی آمریكا مشاوره داده است.

پیتر دراكر 35 كتاب نوشته است كه به بیش از 20 زبان ترجمه شده‌اند. 16 كتاب او در زمینه جامعه، اقتصاد و سیاست است. 15 كتاب در مورد مدیریت است. دو تا از كتاب‌ها رمان است. او هم‌چنین یكی از نویسندگان كتابی در مورد نقاشی ژاپنی است. پیتر دراكر نویسنده تعداد زیادی مقاله در مجلات و ژورنالهای مختلف است. او یكی از اعضای هیئت تحریریه وال استریت ژورنال است. او چهار سری فیلم آموزشی بر اساس كتاب‌های مدیریتی خود ساخته است. از جمله كتاب‌های مهم او در زمینه مدیریت می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

The End of Economic Man ( 1936)

The Future of Industrial Man (1942)
The Concept of Corporation (1946)

The Practice of Management ( 1954)
Managing for Results (1964)

The Effective Executive (1967)
People and Performance (1973)

Management: Tasks, Responsibilities, Practices (1974)
The Unseen Revolution (1976)

Advatores of a Bystander (1979)
Towards the Next Economics (1981)

Innovation and Entrepreneurship (1985)
The Frontiers of Management (1987)

آخرین كتاب او با عنوان Managing in the Next Societyدر سال 2002 منتشر شد.

دراكر تدریس خود را به عنوان استاد سیاست و فلسفه در كالج بنینگتون آغاز كرد. او بیش از بیست سال استاد مدیریت در دانشكده تحصیلات تكمیلی دانشگاه نیویورك بود. پیتر دراكر دریافت كننده تعداد زیادی جایزه و درجات افتخاری است. از سال 1971 استاد علوم اجتماعی در دانشگاه كلرمونت بوده است. دانشكده مدیریت این دانشگاه بعد از پیتر دراكر در سال 1987 ایجاد شده است. پیتر دراكر در امریكا و دیگر كشورها به عنوان متفكر، نویسنده و سخنران اثر گذار بر سازمان‌های معاصر شناخته شده است. در سال 1997، روی جلد مجله Forbes، او به عنوان «هنوز جوانترین ذهن» معرفی شد و مجله Business Week او را «ماندگارترین متفكر مدیریت زمان ما» نامید.

آقای دراكر چندین دكترای افتخاری از دانشگاه‌های سراسر جهات دریافت كرده است. او رئیس افتخاری مؤسسه رهبر به رهبر (Leader to Leader Institute) است. در نهم جولای 2002 او مدال پرزیدنتی آزادی را از جورج دبلیو بوش دریافت كرد. یك سری مستند درباره زندگی و كار او ده بار در شبكه CNBC از 24 دسامبر 2002 تا 3 ژانویه 2003 پخش شد. او متأهل و دارای چهار فرزند و شش نوه است. پیتر دراکر صاحبنظر شناخته شده مدیریت و پدر مدیریت نوین روز جمعه18 فوریه 2005 (27 آبان ماه 1384 ) و در سن 95 سالگی درگذشت . این صاحبنظر شناخته شده مدیریت ، در منزل شخصی اش در کلارمونت در غرب لوس آنجلس و به مرگ طبیعی درگذشت.

تنگه بهرام چوبین

[تصویر: 71_0_Picture%20365.JPG]

آثار فراوانی از دوره ساسانی به دست آمده که گویای آبادانی این منطقه در آن دوران می باشد.تنگ بهرام چوبین یکی از دره های باریک با دیوارهای صخره ای بسیار بلند وموقعیت طبیعی استراتژیک است.این دره را به بهرام چوبین سردار ساسانی نسبت می دهند.دربخش ورودی ودیوارهای این دره تماشایی آثاری از دوره ساسانیان برجای مانده است.آثارقلعه بزرگ که درزمان ساسانیان از سنگ و گچ ساخته شده ،در بلندی های این دره به چشم می خورد درون تنگه ودر صخره های سخت آن چهار آب انبار تراشیده شده که به یکدیگر راه داشته وبرای گردآوری آب آشامیدنی دراین تنگه استراتژیک به کار می رفته است.آثار پلکانی سنگی که درصخره های سخت گذر تنگه برای دسترسی به بخش جنوبی تنگه احداث شده توجه بیننده را جلب می کند زیبایی طبیعی سرکش و یادگارهای تاریخی آن ،این تنگه را یک میراث ارزشمند ساخته که به سبب دورافتادگی آن از نظرها دورمانده است .تنگ بهرام چوبین در مسیر دره شهر-پلدختر و یک کیلومتری جنوب این جاده در دل طبیعت کبیرکوه جای گرفته است.

غار زینگان

غار زینگان (zinegan) یا تنگه زینگان در  استان ایلام واقع شده است...

این غار در اصل یك غار نیست بلكه یك تنگه است كه به اشتباه در منطقه به عنوان غار شهرت یافته است. دو سر مسیر باز است و هیچ شباهتی به غار در آن دیده نمی شود! در اطلاعات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایلام نیز غار زینگان به عنوان یك غار روباز معرفی شده است كه به نظر نمی آید عنوان درستی باشد... مسیر دسترسی به غار زینگان بدین ترتیب است كه باید از از شهر ایلام به صالح آباد واقع در ۵۰ كیلومتری غرب ایلام سفر کنید. این غار در صالح آباد كاملا شناخته شده است و تابلویی در نزدیكی امامزاده صالح مسیر را نشان می دهد.از درون صالح آباد تا ورودی تنگه زینگان حدود ۵ كیلومتر جاده خاكی نه چندان مناسب برای ماشین های سواری وجود دارد كه عبور از این جاده خاکی نزدیك به ۴۰ دقیقه زمان نیاز داردشناخته شده بودن این تنگه در میان اهالی منطقه نكته جالبی بود كه خوشبختانه با وجود استفاده از این تنگه به عنوان تفرجگاه هنوز بكر بودن آن احساس می شود... درون تنگه و در تمام طول مسیر آب زلالی جاری است و در بیشتر قسمت ها باید از درون آب عبور كنی. این غار روباز كه بیش از یك كیلومتر طول دارد دارای آب فراوان، دهلیزهای آبگیر، قندیل‌های متعدد و آبچكهای طبیعی و جذاب است.
هوای درونی این غار روباز بسیار سرد و مطبوع است به‌طوری كه اختلاف دمای درون غار در فصل تابستان با دمای
۴۰درجه‌ای بیرون، حدود ۵۰درجه است. دیواره این غاره پوشیده از سرخسها، جلبكها، گل و گیاهان خودروی داخل غار با سنگهای رنگارنگ است. كف این غار پوشیده از شن و آهك است كه در بسیار از مناطق سطح آب به بیش از  ۵۰سانتیمتر می‌رسد و آب زلال و خنك این غار پاهای مسافران را نوازش می‌دهد..

ادامه مطلب

تنگه رازیانه

آشنایی با تنگه رازیانه در ایلام

آشنایی با تنگه رازیانه در ایلام (+عکس)
تنگه رازیانه واقع در استان ایلام یکی از مناطق طبیعی و بکر است که دارای محیط بی‌نظیری برای تفریح و گردشگری است. این تنگه....
 
تنگه رازیانه در نزدیکی روستای چنارباشی و در 45 کیلومتری شهر ایلام قرار دارد. در این روستا حدود 100 خانوار زندگی می‌کنند
 
تنگه رازیانه  

این تنگه یکی از پدیده‌های زمین‌شناسی در استان ایلام و در غرب ایران است. تنگه رازیانه، دره باریک و ژرفی است که در منطقه‌ای سرسبز واقع شده و درون آن رودی روان است.

ادامه مطلب

درخت بخشنده

روزی روزگاری درختی بودو درخت عاشق پسر کوچیکی بودو پسرک هر روز به سراغدرخت می رفتو برگهای درخت رو جمع می کردو با اونا واسه خودش تاج می ساخت وادای سلطان جنگل رو در می اورداز تنه درخت بالا می رفت و روی شاخه هاش تاب بازیمی کرد و از سیبهای درخت می خوردگاهی اوقات هم با هم قایم موشک* بازی می کردنو وقتی که پسرک خسته می شد زیر سایه درخت می خوابید.
و اینطور بود که پسرک عاشق درخت بود...
خیلی زیاد.
و درخت خو شحال بوداما زمانگذشت...
و پسر بزرگ تر شدو درخت بیشتر اوقات تنها بودو بعد یک روزپسر به سراغ درخت اومددرخت گفت:بیا پسر جان.بیا و از تنه من بالا برو و روی شاخه هام تاب بازی کن و از سیبهای من بخور و زیر سایه من استراحت کن و خوشحال باش.
پسر گفت: من دیگه برای از درخت بالا رفتن و بازی کردن زیادی بزرگم. من می
خوام که بتونم چیزای تازه بخرم و تفریح کنم.من به پول احتیاج دارم.تو می تونی به منپول بدی؟؟درخت گفت:من فقط سیب دارم و برگ.اما بیا و سیبهای منو بچین و اونها روتوی شهر بفروش.اینطوری میتونی پول داشته باشی.اونوقت تو خوشحال میشی.
پس پسر ازدرخت بالا رفت و سیبهاشو چید و با خودش بردو درخت خوشحال بود...

...
اماپسر برای مدتی طولانی به سراغ درخت نرفت.
و درخت غمگین بودو بعد یکروز...
پسر برگشتو درخت از شادی لرزید و گفت:بیا پسر .بیا و از تنه من بالابرو و روی شاخه هام تاب بازی کن و خوشحال باش.
پسر جواب داد:من گرفتار تر از اون هستم که از تنه درختان بالا برم.من به یه خونه احتیاج دارم تا گرم نگهم داره.به علاوه من می خوام که زن و فرزند داشته باشم پس به یک خونه احتیاج دارم.
درخت گفت:من خونه ای ندارم که به تو بدم.جنگل خونه منه.اما تو می تونی که شاخه های منوببری و باهاشون برای خودت خونه بسازی. اونوقت تو خوشحال خواهی بود.
و به این ترتیب پسر تمام شاخه های در خت رو بریدو با خودش برد تا خونه بسازه.

و درخت خوشحال بود...
اما پسر برای مدتی خیلی طولانی به سراغ درخت نیامد.
وقتی که برگشت درخت اونقدر خوشحال شد که به سختی می تونست حرفی بزنه. پس به ارومی زمزمه کرد:بیا پسر.بیا و بازی کن.
پسر گفت:من پیر تر از اونی هستم که بخوام بازیکنم.من یه قایق می خوام که منو ببره به جاهای دور.دور از اینجا.تو می تونی به من یه قایق بدی؟؟درخت گفت:تنه من رو ببر و باهاش برای خودت قایق بساز.اونوقت تو میتونی به دور دست سفر کنی...و خوشحال باشی.
و به این ترتیب پسر تنه درخت رو بریدو باهاش یه قایق ساخت و رفت به یه جای دور.

ودرخت خوشحال بود... اما حقیقتش زیادم خوشحال نبود...
...
بعد از مدتی خیلی خیلی طولانی پسر دوباره برگشت.
درخت گفت:منو ببخش پسر جان. من هیچ چیزی برام باقی نمونده که به توبدم.
سیبهام چیده شده اند.
پسر گفت:من برای سیب خوردن دندونی ندارم.
درختگفت:شاخه های من بریده شده اند.تو نمی تونی روشون تاب بازی کنی.
-
من برای تاببازی کردن زیادی پیرم
-
تنه من بریده شده و تو نمی تونی ازش بالا بری...
-
منخسته تر از اونی هستم که از تنه درخت بالا برم.
درخت با غصه گفت:منو ببخش.ای کاش می تونستم به تو چیزی بدم اما چیزی برام باقی نمونده.من فقط یه کنده ءپیرم.منوببخش...
-
من دیگه به چیز زیادی احتیاج ندارم.فقط یه جای خلوت می خوام که بشینم واستراحت کنم.من خیلی خسته هستم درخت در حالی که تنه خودش رو راست می کردگفت:خوب...یه کنده درخت پیربرای نشستن و استراحت کردن بد نیست.بیا پسر.بیا و بشین واستراحت کن.
و پسر روی کنده درخت نشست...

و درخت خوشحال بود.

نام قدیمی شهرهای ایران

اراك: سلطان‌آباد

اردبیل: فیروزگرد، اردپیل، بادان پیروز، پیروز رام

ارومیه: ارمیه، اورمیه، رومیه، رضائیه

اصفهان: انزان، گابیان، گابیه، جی، كی، اسپاهان، سپاهان، اسپهان، صفاهان، اسفاهان، اسبهان، اسفهان، اسباهان، گابا، اسپادانا، آپادان، آپادانا، رشورجی، یهودیه، اصبدانه

اهواز: جمع هوزی یا سوزی، ناصری، سوق‌الاهواز، هرمزاردشیر، رام‌شهر، اگینیس، تاریانا، اوكسین

ایلام: پشتكوه، عیلام، انزان، انشان،ماسبذان" ، اریوخ  ،" الرذ


بابل: بارفروش

بجنورد: بیژن گرد، بوزنجرد، چرمغان

بروجرد: وروجرد، وروگرد، ولوگرد، بروگرد، اروگرد، پیروزگرد

بندرعباس: گمبرون، عباسی

بوشهر: ری‌شهر

بیرجند: برجند، برجن، برکن، بیرگند

تبریز: داوریژ (به ارمنی یعنی انتقام)، تورژ (tavrezh)

تهران: طهران (از توابع ری)

خرم‌آباد: شاپورخواست

رشت: بیه‌پس

ری: رقا، رگا، رگها، راك، راگ، پیروزرام، راگس، راجس، ری‌اردشیر، محمدیه

زابل: نیمروز

زاهدان: دزداب

زنجان: خمسه

ساری: سارویه، طوسان، زدركرد، زادراكارتا، وَرنَه، فناكه (phanaca)، سیرینكس (syrinx)، اوهر، نارنجه كوتی

سمنان: ؟

سنندج: سنه دژ

شیراز: تی را سی ئیش

شهركرد: ده‌كرد

شوش: شوشن یا شوشان

شوشتر: ششدر (شش دروازه)، شوشدر

قزوین: كژین، كشوین، كشرین

قم: ؟

كرمان: بردشیر

كرمانشاه: قرماسین، كامبادن، كرمانشه

گرگان: وُركان، هیركانیا، جرجان

مراغه: ماداوا، رغه، مارگیانا، افرازه‌رود، مراغا

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : فاضلی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان