تبلیغات
[جغرافیا - مطالب بهمن 1390
[جغرافیا

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

محیط

کلمه محیط کاربرد و معانی متفاوت و متنوعی دارد؛ از جمله در علم جغرافیا به زمین و آب  گفته می شود.در جامعه شناسی به سازمان های اجتماعی و فرایندها، در روان شناسی به مردم و شخصیت فردی آن ها و در معماری به ساختمان ها و بناها و محیط های باز و منظر، واژه محیط اطلاق می شود. بعضی از تحلیل ها بین محیط های کالبدی، اجتماعی، روان شناختی و رفتاری تمایز قائل شده اند. محیط کالبدی شامل مکان های زمینی و جغرافیایی، محیط اجتماعی شامل نهادهای متشکل از افراد و گروه ها، محیط روان شناختی شامل تصاویر ذهنی مردم، و محیط رفتاری مجموعه عواملی است که به آن واکنش نشان می دهد. نکته اصلی این دسته بندی ها و طبقه بندی های مشابه، تمایز بین جهان واقعی، حقیقی یا اطراف انسان و جهان پدیدار شناختی است که خود آگاه یا ناخودآگاه الگوهای رفتاری و واکنش های روحی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد(نیلی ویوسفی،1389: 472).

محیط جغرافیایی از طریق مختلف، زندگی و رفتار انسان را تحت تاثیر قرار می دهد و به نحوی کنترل کننده رفتار اسان به شمار می آید. اطلاعات کالبدی محیطی از دو طریق بصری و غیر بصری ادراک می شوند. علاوه بر آن، انسان ها در نظام های اجتماعی زندگی می کنند. نظام های اجتماعی شامل مجموعه ای از افراد است که مستقیم یا غیر مستقیم، به منظوری خاص با هم رابطه منظم اجتماعی دارند. محیط زندگی هر فرد مجموعه ای از نظام های اجتماعی است. در هر یک از این نظام ها انتظارات مشترکی از نقش ها و رفتارهای اعضا وجود دارد. نقش های افراد منعکس کننده ارزش های نظام اجتماعی است، که خود آن ها نیز متاثر از فرهنگ هستند(نیلی و یوسفی، 473).

ادامه مطلب

کورش کبیر


زمانی کزروس به کورش کبیـــر گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود
بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی.

کوروش کبیـــر :
 اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟

گزروس :
عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.

سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید. مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند.

وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.

کوروش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست. اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد

فریدن مشیری

"فریدون مشیری "

مرگ انسانیت
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرد
گرچه آدم زنده بود

از همان روزی که یوسف را برادر ها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیواره چین را ساختند
آدمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد واین آسیاب گشت و گشت
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ ، آدمیت برنگشت

قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا زخوبی ها تهی است
صحبت ازآزادگی پاکی مروت ابلهی است
صحبت از موسا و عیسا و محمد نابجاست
قرن موسی چنبه ها است

روزگار مرگ انسانیت است
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر
حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم؟

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود را درپیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان یا جان انسان می کنند

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : فاضلی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان